تبليغاتX
اول معشوق خداست
آنقدر زمین خورده ام که بدانم
برای برخاستن
نه دستی از برون
که همتی از درون
لازم است
حالا اما
نمی خواهم برخیزم
می خواهم اندکی بیاسایم
فردا
برمی خیزم
وقتی که فهمیده باشم چرا
زمین خورده ام

+ نوشته شده در  91/01/31ساعت 10:51  توسط N & B | 
اولین روز بارانی را به خاطر داری؟ غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم و به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم

دومین روز بارانی چطور؟ پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود

و سومین روز چطور؟ گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد .

 و و و و چند روز پیش را چطور؟ به خاطر داری؟ که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم . . . فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو . . دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  90/10/25ساعت 20:12  توسط N & B | 
چه کسی میگوید که گرانی شده است!

دوره ی ارزانیست،

دل ربودن ارزان...

دل شکستن ارزان...

آبرو قیمت یک تکه ی نان

و دروغ از همه چیز ارزان تر!!!

ارزش هر انسان چقدر کم شده است وچه تخفیف بزرگی خورده،

قیمت هر انسان

+ نوشته شده در  90/07/05ساعت 22:14  توسط N & B | 

گابریل گارسیا مارکز
اشاره:

گابریل گارسیا مارکز ( gabriel garsia markez ) بزرگترین نویسنده ی کلمبیا و نام آورترین نویسنده ی جهان و برنده ی جایزه ادبی نوبل سال ۱۹۸۲ است.
آموخته های گابریل گارسیا مارکز

 در ۱۵ سالگی آموختم که مادران از همه بهتر می دانند، و گاهی اوقات پدران هم.

در ۲۰ سالگی یاد گرفتم که کار خلاف فایده ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود.

در ۲۵ سالگی دانستم که یک نوزاد، مادر را از داشتن یک روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یک شب هشت ساعته، محروم می کند.

در ۳۰ سالگی پی بردم که قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه، قدرت زن.

در ۳۵ سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد؛ بلکه چیزی است که خود می سازد.

در ۴۰ سالگی آموختم که رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست که کاری را که دوست داریم انجام دهیم؛ بلکه در این است که کاری را که انجام می دهیم دوست داشته باشیم.

در ۴۵ سالگی یاد گرفتم که ۱۰ درصد از زندگی چیزهایی است که برای انسان اتفاق می افتد و ۹۰ درصد، آن است که چگونه نسبت به آن واکنش نشان می دهند.
زندگی مشترک

در ۵۰ سالگی پی بردم که کتاب بهترین دوست انسان و پیروی کورکورانه بدترین دشمن وی است.

در ۵۵ سالگی پی بردم که تصمیمات کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب.

در ۶۰ سالگی متوجه شدم که بدون عشق می توان ایثار کرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.

در ۶۵ سالگی آموختم که انسان برای لذت بردن از عمری دراز ، باید بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را نیز که میل دارد بخورد.

در ۷۰ سالگی یاد گرفتم که زندگی مسئله در اختیار داشتن کارت های خوب نیست ؛ بلکه خوب بازی کردن با کارت های بد است.

در ۷۵ سالگی دانستم که انسان تا وقتی فکر می کند نارس است، به رشد وکمال خود ادامه می دهد و به محض آنکه گمان کرد رسیده شده است، دچار آفت می شود.

در ۸۰ سالگی پی بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است.

در ۸۵ سالگی دریافتم که همانا زندگی زیباست…

+ نوشته شده در  90/06/25ساعت 18:28  توسط N & B | 
در این شهر صدای پای مردمیست که همچنان که تورا می بوسند طناب دار تورا می بافند ، مردمی که صادقانه دروغ می گویند و خالصانه به تو خیانت می کنند ، در این شهر هر چه تنهاتر باشی پیروزتری...
+ نوشته شده در  90/06/17ساعت 0:41  توسط N & B | 
همیشه درعجب بودم
که چرا در
جاده عشق
پا به پایم نمی آمدی
حتی وقتی آهسته و
پیوسته می رفتم.
امروز
فهمیدم...
ریگی که درکفشت بود تو را می آزرد!!!
+ نوشته شده در  90/06/06ساعت 15:33  توسط N & B | 

عجیب است دریا همین که غرقش میشوی پس میزند ترا

درست مثل تو

 

+ نوشته شده در  90/06/05ساعت 14:1  توسط N & B | 

حالا که دیگر دستم به آغوشت نمیرسد

و بوسیدنت موکول شده

به تمامی روزهای نیامده..

حالا که هر چه دریا و اقیانوس را

از نقشه جهان پاک کردی

مبادا غرق شوم در رویایت

باید اسمم را

در کتاب گینس ثبت کنم

تا همه بدانند

- یک نفر

با سنگین ترین بار دلتنگی

روی شانه هایش -

تو را دوست میداشت

+ نوشته شده در  90/04/08ساعت 15:23  توسط N & B | 
خدایا به خیل مردمی که در جای جای این دنیازیر شلاق ظلم و ستم و استثمار و استحمار و استبداد و بی عدالتی زندگی می کنند بیاموز که گریستن انان بر حسینی که ازادانه زیست و تن به مصلحت ها نداد خطاست!!!

 

+ نوشته شده در  89/10/11ساعت 10:0  توسط N & B | 
زن عشق میکارد و کینه درو میکند دیه اش نصف توست و مجازات زنایش با تو برابر میتواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن 4 همسر هستی
برای ازدواجش در هر سنی اجازه پدرش لازم است ولی تو به لطف قانونگذار میتوانی راحت ازدواج کنی
در محبسی بنام بکارت زندانی است و تو ...
او کتک میخورد و تو محاکمه نمیشوی...او میزاید و تو برایش نام انتخاب میکنی
او درد میکشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد
او بیخوابی مسکشد و تو خواب حوریان بهشتی را میبینی
او مادر میشود و همه جا میپرسند نام پدر ؟
و هر روز او متولد میشود
مادر میشود
پیر میشود و میمیرد...
و قرنهاست که او عشق میکارد و کینه درو میکند چرا که در چین و چروکهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بر باد رفته اش را میبیند
و در قدم های لرزان مردش...
گام های شتابزده جوانی برای رفتن و دردهای منقطع قلب مرد‘سینه ای را بیاد میاورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده میکند
...
و اینها همه کینه است که کاشته میشود در دل مالامال از درد....
و این رنج است...
دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  89/10/06ساعت 14:13  توسط N & B | 
خدایا ،

آتش مقدس « شک » را

آن چنان در من بیفروز

تا همه « یقین » هایی را که در من نقش کرده اند ، بسوزد.

و آن گاه از پس توده ی این خاکستر ،

لبخند مهراوه بر لب های یقینی ،

شسته از هر غبار طلوع کند.

 

خدایا ،

به من زیستنی عطا کن ،

که در لحظه مرگ ،

بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است ،

حسرت نخورم .

و مردنی عطا کن ،

که بر بیهودگی اش ، سوگوار نباشم .

بگذار تا آن را من ، خود انتخاب کنم ،

اما آن چنان که تو دوست داری .

« چگونه زیستن » را تو به من بیاموز ،

« چگونه مردن » را خود خواهم آموخت !

دكتر علي شريعتي

+ نوشته شده در  89/10/06ساعت 10:6  توسط N & B | 
اگر دروغ رنگ داشت هر روز شايد

ده ها رنگين كمان از دهان ما نطفه مي بست

و بي رنگي كمياب ترين چيزها بود

اگر عشق ارتفاع داشت

من زمين را زير پاي خود داشتم

و تو هيچ گاه عزم صعود نمي كردي

آنگاه شايد پرچم كهربايي مرا در قله ها به تمسخر مي گرفتي

اگر گناه وزن داشت هيچ كس را توان آن نبود كه گامي بردارد

اگر ديوار نبود نزديكتر بوديم, همه وسعت دنيا يك خانه مي شد

و تمام محتواي سفره سهم همه بود

و هيچ كس در پشت هيچ ناكجايي پنهان نمي شد

اگر خواب حقيقت داشت

هميشه با تو در آن ساحل سبز لبريز از نا باوري بودم

اگر همه سكه داشتند, دلها سكه را بيش از خدا نمي پرستيدند

و يكنفر كنار خيابان خواب گندم نمي ديد

تا ديگري از سر جوانمردي بي ارزشترين سكه اش را نثار او كند

اگر مرگ نبود زندگي بي ارزشترين كالا بود, زيبايي نبود, خوبي هم شايد

اگر عشق نبود به كدامين بهانه مي خنديديم و مي گريستيم؟

كدام لحظه ناب را انديشه مي كرديم؟

چگونه عبور روزهاي تلخ را تاب مي آورديم؟

آري بيگمان پيش تر از اينها مرده بوديم, اگر عشق نبود

اگر كينه نبود قلبها تمام حجم خود را در اختيار عشق مي گذاشتند

و من با دستاني كه زخم خورده توست

گيسوان بلند تو را نوازش مي كردم

و تو سنگي را كه من به شيشه ات زده بودم به يادگار نگه مي داشتي و

ما پيمانه هايمان را شبهاي مهتابي به سلامتي دشمنانمان پر مي كرديم
+ نوشته شده در  89/10/06ساعت 10:5  توسط N & B | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
عشق تنها کار بی چرای عالم است که آفرینش بدان پایان می گیرد.معشوق من چنان لطیف است که خود را به بودن نیالوده است.چرا که اگر جامه وجود بر تن می کرد نه معشوق من بود

ای جاودانه ترین آن گاه كه عشق زمینی را تجربه می كردم ، دلم چیزی فراتر می خواست
خط بطلان بر تمام آن ها كشیدم و دل در گرو عشق تو سپردم . نوری از عشق تو مرا در گرفت
چه عشقی و چه حلاوتی ، چه نعمتی ... خداوندا ! عشقت را از من دریغ نكن .

خدایا ! ما اگر بد کنیمـ ،تو را بنده های خوبـ بسیار استـ ،تو اگر مدارا نکنی ما را خدای دیگر کجاستـ؟

8 مرداد 1386 تولدوبلاگ

نوشته های پیشین
فروردین 1391
دی 1390
مهر 1390
شهریور 1390
تیر 1390
دی 1389
آذر 1389
مهر 1389
اردیبهشت 1389
اسفند 1388
دی 1388
آبان 1388
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
آرشیو موضوعی
×××تست هوش×××
جبران خليل جبران
چارلی چاپلین
دكتر علي شريعتي
هله پتگر(حالم خوبه)
شخصيت شما بر اساس تاريخ تولد
ملاصدرا
×آخرين و استانداردترين تست شخصيت شناسى
مطالب جالب
فروغ فرخزاد
سطر به سطر
مذهبی
آنتوني رابينز
تصویر
پیوندها
عشق جاودان
هدهد
دوست داشتنی ترین رفیقم
این نیز بگذرد...
شعر
كامران نجف زاده
دانشگاه کاربردی تیران
زندگی من یعنی افکار روزانه من
سایت دانلود و آموزش
دانلود جزوات دانشگاهی
بزرگترین وب کاربردی
بزرگترین سایت امام زمان
GOD is every thing
او که بهترین معشوق است
شب رو
آرزوهاي باروني
تبسم لحظه ها
انديشه
دانلود کتاب
وبلاگ تخصصی دکتر علی شریعتی
پیشنهاد بی شرمانه
شايد فرصتي نباشد
خدا ما را بس است
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM